دانلود دوبله فارسی فیلم They Were Expendable 1945
Les sacrifiés
1080p Bluray » 2.13 GB<p>
720p Bluray » 1.04 GB
12
پسندیدم
0
نپسندیدم
0
0% رضایت بر اساس (0) رای کاربران
خلاصه داستان
مدت کمی پس از واقعه "پرل هاربر"، گروهی از قایقهای تندروی آمریکایی در فیلپین باید با نیروهای ژاپنی مبارزه کنند. فیلم داستان این مبارزان را به تصویر می کشد...
نقد دارای اسپویل داستان فیلم
توسط شیلا اومالی در 6 ژوئن 2019
بارها در فیلم غمانگیز و زیبای جان فورد گفته میشود که هیچ کمکی نمیآید، کسی آنها را نجات نمیدهد، آنها خودشان هستند. ماشین جنگی غول پیکر آمریکا در حال عقب نشینی است، زیرا یکی پس از دیگری جزایر فیلیپین توسط ژاپنی ها تصرف شده و آدمها را بدون هیچ راه چاره ای سرگردان کرده است. دراین موقعیت وخیم، شخصیتها ایستاده، به آسمان و دریا نگاه میکنند، به امید مداخله نیروی هوایی، ناوگانی از کشتیهای جنگی، با این امید که در واقع «فناناپذیر» هستند. درزمینه نظامی، «صرفهجویی» به تدارکات یا تجهیزاتی اطلاق میشود که میتوانند در راه یک هدف بزرگتر قربانی شوند. اما در طول فیلمی که از بهترین فیلمهای جنگی که تا به حال ساخته شده ، این مردم هستند که «فناناپذیر» هستند. دقیقاً در عنوان فیلم هم وجود دارد. کاری برای انجام دادن وجود ندارد. سربازان هم آن را درک می کنند. به هرحال جنگ است. در سال 1942، ویلیام ال وایت : اسکادران قایق اژدری آمریکایی ، شرح عقب نشینی از فیلیپین را منتشر می کند، که به جزئیات اسکادران های قایق (PT -اژدر گشتی )در اقیانوس آرام، تحت رهبری ستوان جان بولکلی و رابرت کلی می پردازد. قایقهای PT، بهطور کلی، توسط ردههای بالاتر دستکم گرفته میشدند، بهویژه در مقایسه با جنگندهها و ناوشکنهای آمریکایی. اما نبرد پرل هاربر آسیب پذیری کشتی های جنگی را نشان داد. هنگامی که ژنرال داگلاس مک آرتور در فوریه 1942، مجبور شد پیش از پیشروی ژاپنی ها، جزیره کورگیدور را تخلیه کند، این قایق PT بود که او را به منطقه امن میندانائو رساند، سپس با هواپیما به استرالیا منتقل شد. مترو گلدوین مایر حقوق کتاب ال وایت را خرید و آن را به جان فورد که در نیروی دریایی با گروه فیلم خودش زیر چتر OSS – (ادارهی کل خدمات جنگآمایی)خدمت می کرد، پیشنهاد داد. مدتی طول کشید تا فیلم به مرحله تولید برسد (در فوریه 1945)، در آن زمان وضعیت اقیانوس آرام تغییر کرده بود. بسیاری از افراد درگیر درفیلم، جلوی دوربین و پشت صحنه، سفر خود را به پایان رسانده بودند که رتبه ها و مقامشان در کنار نامشان در تیتراژ ذکر شده است . رابرت مونتگومری نقش ستوان جان بریکلی را ایفا می کند و تجربیات واقعی خودش را به عنوان فرمانده قایق PT با اجرایی بسیار ارزشمند درفیلم به ارمغان می آورد. جان وین (که برای خدمت نکردن درارتش بدنام است) نقش ستوان راستی رایان، فرمانده دوم بریکلی را بازی میکند، که مشتاق است به یک ناوشکن ملحق شود تا زمانی که ببیند قایقهای PT چه کاری میتوانند انجام دهند فیلم با فیلمنامه ای از فرانک وید درخلیج مانیل در سال 1941 شروع می شود، زمانی که خبر بمباران پرل هاربر(بوسیله فرماندهی نظامی امپراتوری ژاپن) یک مهمانی را به هم می ریزد. بریکلی مشتاق است قایق های PT خود را وارد عمل می کند، زمانی که جزئیات سرویس پیام رسان درون جزیره به آنها داده می شود، ناامید می شود. افسری این نگرش کلی را بیان می کند که: ” قایق های شما به زیبایی مانور می دهند، اما می ترسم در زمان جنگ به چیز اساسی تری اعتقاد داشته باشم.” بریکلی و افرادش در نهایت ارزش وب رتری قایقهای PT را درحمله موفقیتآمیز به ناوشکنهای ژاپنی به اثبات میرسانند، اما در مجموع آنقدر روحیه ها تلخ و وضعیت فاجعهباری است که فضای احساسی برای لذت بردن از پیروزی وجود ندارد.فیلم مجموعه ای از عقب نشینی ها است چون جزایر به تسخیر درآمده اند. خطوط تامین اسکادران پایگاه انهدام و قطع شده است. در حالی که غذا و مهمات، تمام شده آدم ها نشسته اند به نظر می رسدکه برخی از ملوانان را مستقیما با هواپیما از کلاس دوم هندسه مدرسه به میدان نبرد منتقل کرده اند. تمایلات عاطفی فورد درفیلم به هیچ وجه قابل مشاهده نیست. در طول اقامت کوتاه راستی در بیمارستان موقت پس از مجروح شدنش، او برای پرستاری از سندی دیویس (دانا رید) می درخشد. رابطه عاشقانه آنها قبل از سقوط باتان به سختی محو شده و این دو از هم جدا می شوند. اینکه در پایان فیلم، سرنوشت سندی دیویس نامشخص است، انتخابی واقع بینانه است.بعضی وقتها زنان «نماد» جبهه داخلی هستند. اما سندی درحال مبارزه است، درست به اندازه مردان اطرافش در معرض خطر و به همان اندازه شجاعت به خرج می دهد.این فیلمی است که در آن تنها کاری که می شود کرد این است که چهره همه افراد روی پرده – ستاره ها، بازیگران مکمل و سیاهی لشگرها را اسکن کنید – تا مخاطرات جنگ را ببینید. نوعی کشش زنده وجود دارد که نمیتوان آن را ساخت. رابرت مونتگومری هرگز بهتر از این نبوده است، به ویژه در سخنرانیش برای مردانش که برای پیوستن به ارتش به باتان فرستاده شده اند: «شما مردان مسن که سابقه خدمت طولانی دارید، مراقب هم باشید. شاید… همین. خدا شما را حفظ کند.” این برخلاف یک سخنرانی هیجانانگیز است، اما پر از احساس است، بهویژه مکث طولانی بعد از «شاید».
زنده یاد ایرج دوستدار خدا بیامرزتش و رحمت خدا به او …
درسته که اقلیت دینی بودند … ولی انسانی بودند که دیگران را شاد میکردند
و شاد بودن انسانها … یعنی خوشنودی خدا ازمرحوم دوستدار ….
گویندگان: ایرج دوستدار، ناصر طهماسب، فهیمه راستکار، ایرج رضایی و
امکان دانلودندارد
مجدد بررسی بفرمایید.