دانلود دوبله فارسی فیلم Tom Horn 1980
Tom Horn
1080p Web-DL
R
پسندیدم
0
نپسندیدم
0
0% رضایت بر اساس (0) رای کاربران
خلاصه داستان
یک خلبان ارتش توسط دامداران استخدام می شود تا جانوران درنده گرسنه را بکشند اما هنگامی که یک پسر را می کشد، با مقامات فاسد محلی مواجه می شود.
<span style="color: #000000;">نام پارسی فیلم</span> : <strong><span style="color: #0000ff;"> تام هورن</span></strong>
زندگی حرفه ای استیو مک کوئین در حالی که با مرگ زود هنگامش در سال 1980 کوتاه به نظر می رسید،فعالیتش در سینما در واقع با سه دهه اعتبار انبوه تر هم شده بود. اولین بار محبوبیتش در تلویزیون با سریال پیگرد ، با شخصیت شوخ طبع و پوکرباز بی پروای این سریال، خیلی زود او را وارد فیلم های بلند سینمایی کرد. پس از بازی در کنار فرانک سیناترا در فیلم (هرگز نه اینقدر کم ، 1959) وبا یول براینر در (هفت دلاور 1960) وبدنبالش ، فرار بزرگ(1963) به رده های بالای هالیوود ارتقاء یافت.فیلم هایی که در دهه 60 بازی کرد-با فیلم بولیت1968 که پرطرفدار شد-اما در دهه 70 مک کوئین وارد “سالهای آرام” خود شده بود. در پاپیون (1973) عملکرد نبوغ آمیزی را ارائه کرد. اما پس از بازی در آسمانخراش جهنمی 1974 مک کوئین هالیوود را پشت سر گذاشت. عشق خارج از برنامه اش به موتورسیکلت (و سرانجام هواپیما) همیشه برای حضور در فیلم ها جدال می کرد . پس از بهبودی اش از سالها مصرف سوء مواد مخدر و حل و فصل اختلاف با همسر دوم خود الی مک گراو ، نقشهای فیلم های گروه A را رد میکرد.فیلمهایی مهمی مثل: ۱۱ یار اوشن، بوچ کسیدی و ساندنس کید، راننده، اینک آخرالزمان، هری خبیث، پلی در دوردست و ارتباط فرانسوی.. خوشبختانه، او قبل از اینکه سرطان جانش را بگیرد، سه نقش آخرش رابازی کرد -یکی اقتباس کمتر دیده شده از ایبسن، دشمن مردم در سال 1977، و دو فیلم اصلی در سال 1980، شکارچی و تام هورن -که دومی او را به ژانر وسترن بازگرداندو به شهرت دوباره رساند. بر اساس زندگینامه تام هورن، پیشاهنگ و مترجم دولتی، استیو مک کوئین درفیلم تام هورن شخصیت اصلی رابازی کرد، مردی که در سراسر نیمه غربی ایالات متحده شهرت پیدا کرده است.
هورن خیلی ساده با عقلش زندگی می کرد. اما با از بین رفتن مرزهای غربی آمریکا و فرا رسیدن قرن جدید، هورن دیگر از هدف خودش مطمئن نبود. هورن خود را در حال عبور از وایومینگ می دید، جایی که او به لطف هوشمندیش موفق می شود از قهرمان سنگین وزن آینده، جیم کوربت “جنتلمن” شکست بخورد. اما دامدار محلی جان کوبل (ریچارد فارنسورث) هورن را زیرپر و بال خود می گیرد و در نهایت او را به عنوان تیرانداز ماهری به “دامداران” معرفی می کند – گروهی از دامداران که منافع خود را هم با او و هم با صاحبان خانه در تضاد می بینند با آگاهی از اینکه هورن احتمالاً در محدوده بازش هر کاری را که صلاح میداند انجام میدهد، او را بهعنوان «کارآگاه » استخدام میکنند، طولی نمیکشد که دقت مرگبار هورن با یک وینچستر تمام سروصدا های آن منطقه را متوقف میکند. با این حال، عدالت هوشیارانه اش به زودی جدال تلافیجویانهای را ایجاد میکند – و وقتی آنها متوجه میشوند که هورن بیشتر به یک بدهکار تبدیل شده است تا یک سرمایه دار، او را متهم به قتل میکنند. تام هورن با کم حرفی اش، ساکت و به طور قابل توجهی غمگین است .این فیلم آخرین وسترن قابل توجه استیو مک کوئین است –او از سرطان نادری رنج می برد که همان بیماری هم جانش را گرفت، بعید بودکه او بتواند اکشنی پرقدرت را بازی کند. فیلم فاقد جریان داستانی است که بهترین آثاراین ژانر را نشان میداد، این یک مطالعه شخصیتی مؤثر در دستان بازیگری بزرگ درسینما است. تام هورن بهجای ارائه یک طرح پیچیده، فیلمی پر از لحظات است که با نشان تجاری مککوئین از جیم کوربت شروع میشود (که حاوی پژواک تمسخر افسران نازی در فرار بزرگ است). اما تام هورن یک قهرمان نیست – بی رحمی خونسردانه اش دور از کنار گذاشته شدن است، مدت زیادی طول نمی کشد که بینندگان باید تعجب کنند که نشان اخلاقی مردی را هدایت می کرد که کسی را بکشد نه برای اجرای قانون و نظم، بلکه فقط برای کسب درآمد. زندگی، به عنوان ابزاری ( ناخواسته) برای افراد ثروتمند و قدرتمند عمل می کند. واضح است که آن گروه چیزهایی را در مورد تام هورن میدانند که در لحظه بعد، در حالی که با یک وینچستر به مردی که به اسبش شلیک کرده ، از روی خشم تیراندازی می کند. تام هورن داستان قدرتمندی دارد برای آخرین فیلم مککوئین، که فیلم «شکارچی» است – فیلمی که لحن بسیار ساده و انسانگرایانهتری دارد و در عین حال نشاندهنده این واقعیت است که گستره بازیگری استیومککوئین ، درآن اگر چه ظریف ولی با وسعت بود. ریچارد فارنزورث و اسلیم پیکنز پشتیبانی حرفه ای را ارائه می دهند، در حالی که علاقه وعشق لیندا ایوانز چیزی بیش ازجذابیت لباسی است. خوشبختانه، در حالی که وسترن آخر استیو مک کوئین توسط ویلیام ویارد کهنهکار تلویزیونی کارگردانی شده، کارگردان صحنه را کاملاً واقعی میسازد و در شهر وایومینگ به شکل «تک گروه »کار میکند که بر خلاف فضای بیکران، محیط طبیعی آن ساخته شده است – خواه در گرمای اواخر تابستان گرفته شده باشد یا درفصل برفی زمستان . ویارد ،یک رئالیسم سینمایی را پیشنهاد می کند که دوباره با احیای وسترنهای جدید در دهه 1990ظهور می کند.
مک کویین فقید واقعا یک اسطوره هست
متن دارای اسپویل داستان فیلم
—————————————-
نقد فیلم تام هورن:
استیومککوئین در «تام هورن» از نسلی در حال انقراض است .
ژانت ماسلین 23 مه 1980
… آرشیو نیویورک تایمز
نکات زیادی برای توصیه فیلم وجود دارد که یکی از مهمترین آنها استیو مک کوئین است. آقای مک کوئین پس از یک وقفه بسیار طولانی دوباره به پرده بازمی گردد، زیرا او با ظرافت و زیبایی در نقش یک مرزنشین سابق که نمی تواند با شرافت جدید غرب بسازد، حرکت می کند. خود فیلم دارای طرح کلی و اغلب کند است ، چیز دیگری غیراز بازی گرم وخاص استیومک کوئین وجود ندارد. اما سستی کشش های فیلم نسبتا ناچیز است ،بهترین قسمت های آن ارزش انتظار را دارد. کارگردان، ویلیام ویارد، علاقه وتعصبی به غروب آفتاب دارد، تمایلی هم به جلوه های فانتزی دارد که نمی تواند کاملاً آنرا مدیریت کند. وقتی لحظات جاهطلبانه و چشمنواز فیلم به پایان میرسند ، توجه نابجایی را به خود جلب میکنند. فیلم درابتدا با صحنه ای که «تام هورن در دشتی عظیم و کوهستانی است، چهره وحضور او بر این مکان دوستداشتنی مسلط میشود و سایهبلندی برآن میاندازد .او به سرعت به عنوان یک ردیاب سرخ پوست قدیمی شناخته می شود.او مردی است که با اعتماد به نفس ناامیدانه اش به مشکلات نزدیک می شود. به محض اینکه او به شهر می رسد، جیم کوربت جنتلمن ، او را به مبارزه دعوت می کند. تام هورن با شک می پرسد: “اگر من در این مبارزه پیروز شدم، قهرمان دنیا می شوم؟” جیم می گوید: “تو بزرگ نیستی . فیلم در بخش طولانی در مورد حرفه هورن ، کسل کننده و بی تناسب می شود. او توسط یکی از بزرگترین دامداران شهر که ریچارد فارنزورث نقشش را با قدرت بازی میکند، استخدام میشود تا از گاوها محافظت کند. سرانجام، هورن عاشق یک معلم مدرسه (با بازی لیندا ایوانز) می شده و وارد جریان قتلی می شود، وقایع فیلم نه با کارگردانی ویارد و نه فیلمنامه عاقلانه (توماس مک گوان ) به راحتی نمی توانند باهم ترکیب شوند. هورن، که قبلاً مدت ها زندانی شده است،درجایی ازفیلم توضیح می دهد که “برای حمله به مکزیک” – زندانی و محاکمه شده است.کسی می گوید: “می گویند او دوباره نامزد انتخابات شده و اگر تو را محکوم کند، قهرمان بزرگی می شود.” او باید تو را دار بزند تا انتخاب شود.» سال 1903 است و تام هورن بخشی از نسل در حال انقراض است که خودش هم می داند. آقای مک کوئین به هورن لطف می کند و استعفا می دهد، حتی زمانی که فیلم به صورت ناشیانه ای تاکید می کند، دست کم گرفته می شود. اندوهی که او با نقشش به ارمغان می آورد خیلی بی سر و صدا و به شکل مؤثری فراگیر است. او یکباره در مقیاسی بزرگتراز بقیه فیلم به نظر میرسد و حرکات ناچیزی را در برابر آن مناظر بزرگ ارائه میدهد. حتی زمانی که عادی بودن نسبی فیلم کمک چندانی به تجلیل شخصیت او نمی کند، او قهرمان می شود.
استیو مککوئین عادت عجیبی نیز داشت. او عادت داشت در هر فیلمی که قبول به بازیگری میکند، چیزی را مجانی از آنجا به عنوان یادگاری بردارد؛ مثلاً یک ماشین اصلاح که در آن فیلم استفاده
شده بود یا یک شلوار جین و امثال اینها. بعدها مشخص شد که استیو این لوازم را به مرکز اصلاح و تربیت پسرانه که خود در دوران نوجوانی چند سال را در آن سپری کرده بود اهدا میکرد.
طبق گفتههای کتابی که همسر آخر استیو منتشر کرده و در مورد زندگی استیو مککوئین است، استیو اواخر عمرش یک مسیحی انجیلی شده بود و برای دعا به کلیسا میرفت. بعد از مرگ استیو،
بیلی گراهام که از مشاوران مذهبی چند رئیسجمهور آمریکا بود بر سر مزارش حاضر شد.
بیماری او در ۲۲ دسامبر ۱۹۷۹، سرطان ریه ناشی از مجاورت با ماده سرطانزای پنبه نسوز (آزبِست) تشخیص داده شد. با توجه به اینکه او زیاد سیگار میکشید، این باعث وخیم شدن بیماری او شد؛
ولی او این راز را تا یک ماه قبل از مرگش حفظ کرد. سرانجام استیو مک کوئین در ۷ نوامبر ۱۹۸۰ و در ساعت ۳:۴۵ صبح در مکزیک درگذشت. گفته میشود که وی پیش از مرگ، بلند شده و از
پرستار درخواست یک لیوان آب خنک میکند و بعد میمیرد.
جسد او را سوزاندند و خاکسترش را در اقیانوس آرام ریختند.
گفته میشه فیلم ” تام هورن ” آخرین فیلم اوست که در سال 1980 بازی کرده.
به نظر من فیلم “پاپیون” از بهترین فیلم های تاریخ سینما هست که استیو بازی کرده و من ده ها بار اونو که میبینم برام تازگی داره.
فیلم شناسی استیو مک کویین:
هیچوقت یک غریبه را دوست نداشته باش (۱۹۵۸)
توده (۱۹۵۸)
سرقت بزرگ بانک سنت لوئیس (۱۹۵۹)
هرگز نه اینقدر کم (۱۹۵۹)
هفت دلاور (۱۹۶۰)
دستگاه ماه عسل (۱۹۶۱)
جهنم برای قهرمانان است (۱۹۶۲)
عاشق جنگ (۱۹۶۲)
فرار بزرگ (۱۹۶۳)
سرباز در باران (۱۹۶۳)
عشق با بیگانه کامل (۱۹۶۳)
عزیزم باران باید ببارد (۱۹۶۵)
بچه سینسیناتی (۱۹۶۵)
دانههای شن (۱۹۶۶)
نوادا اسمیت (۱۹۶۶)
حادثه توماس کراون (۱۹۶۸)
بولیت (۱۹۶۸)
نیرنگ بازان (۱۹۶۹)
هر یکشنبه (۱۹۷۱)
لو مان (۱۹۷۱)
گریز (۱۹۷۲)
جونیور بانر (۱۹۷۲)
پاپیون (۱۹۷۳)
آسمانخراش جهنمی (۱۹۷۴)
دشمن مردم (۱۹۷۸)
تام هورن (۱۹۸۰)
شکارچی (۱۹۸۰)
سلام در ضمن این فیلم هم دوبله فارسی نیست اگه امکانش هست اصلاح کنید ممنون
سلام ادمین عزیز لطفا کم کم فیلم از ریچارد برتون و رابرت میچام هم بزارید چون از این بازیگران بزرگ تا حالا فیلم نزاشتید… 0. قاتل تروتسکی 1. طلاق این طلاق آن 1973 ا .2 بارنداز زنان 1950 .. 3 دکتر فاستوس … 4 شب شکارچی 1955 .. 5 آ قای موزس 1965… 6 غروبیها 1960 .. 7 دشمن در اعماق 1957 … باتشکر